تا خدنگ غمزه بال و پرفشانی میکند
خون ما افسردگان رقص روانی میکند
۱از تپیدن نیست فارغ، دل درون سینهام
این شرر در سنگ مشق جانفشانی میکند
۲ذوق عریانی مرا از خاک تا برداشته است
بر تنم پیراهن یوسف گرانی میکند
۳گر به ظاهر لیلی از احوال مجنون غافل است
در لباس چشم آهو دیدهبانی میکند
۴ابر نیسان میکشد سر در گریبان صدف
کلک صائب هرکجا گوهرفشانی میکند
۵