کار ما از ساغر پرمی به سامان می شود
مجلس ما از گل ابری گلستان می شود
۱ناخن الماس ازکارم سری بیرون نبرد
مشکل من کی به سعی سوزن آسان می شود؟
۲یوسف این زخمی که داری از عزیزان وطن
مرهمش خاکستر شام غریبان می شود
۳جای هر نیشی که از دست تو دارم بر جگر
گر به هم دوزند صد زخم نمایان می شود
۴بر سر خاک شهیدان شمع آهی برده ایم
خون ما با دامنی دست و گریبان می شود
۵صائب از تنگ دهان یار پیش دل مگو
طفل ما بدخوست بهر هیچ گریان می شود!
۶