مرگ را آماده شو هرگاه گردد مو سفید
زندگی بر طاق نسیان نه چو شد ابرو سفید
۱پرده پوشی چون شب تاریک، کار صبح نیست
دست بردار از سیه کاری چو گردد مو سفید
۲صبر کن بر تیره روزی کز فروغ عاریت
قد ماه نو دو تا می گردد و ابرو سفید
۳عنبرین مویی کز او گردیده روز من سیاه
می نماید پیش چشمش دیده آهو سفید
۴هر که از روشندلی از تیره بختی رو نتافت
از ته ابر سیه چون مه برآید رو سفید
۵از دورویان جهان امید یکرنگی مدار
نامه را یک رو سیه می باشد و یک رو سفید
۶نیست آسان زر دست افشار کردن سنگ را
کرد روی کوهکن را قوت بازو سفید
۷چون نسازد سرخ رویش را به خون عشق غیور؟
کرد راه قصر شیرین کوهکن از جو سفید
۸نیست صائب اهل دل را شکوه از بخت سیاه
می کند خاکستر این آیینه ها را رو سفید
۹