سر ارباب جدل خرج زبان میگردد
رگ گردن چو قوی گشت سنان میگردد
۱از شنیدن سبق نطق روان میگردد
به سخن هرکه دهد گوش، زبان میگردد
۲میبرد راستی از طبع، کجاندیش برون
تیر در قبضه ناراست، کمان میگردد
۳سیم و زر پرده بینایی حقجویان است
راه پوشیده ازین ریگ روان میگردد
۴غفلت نفس یکی صد شود از موی سفید
خواب سگ وقت سحرگاه گران میگردد
۵دیده عاقبت اندیش نظر نگشاید
به بهاری که مبدل به خزان میگردد
۶جذبه بحر نگردد ز غریبان غافل
در گهر آب گهر قطره زنان میگردد
۷سنگ اطفال گران نیست به سودازدگان
کبک در کوه و کمر خندهزنان میگردد
۸میتوان یافت که برده است به مرکز راهی
آن که پرگارصفت گرد جهان میگردد
۹شکر این لطف نمایان چه توانم کردن؟
که مثال تو در آیینه عیان میگردد
۱۰اژدها میشود از طول زمان آخر مار
رگ گردن چو قوی گشت سنان میگردد
۱۱صائب آن کس که بود خواب گران در بارش
در بیابان طلب سنگ نشان میگردد
۱۲