راست آزرده کی از زخم زبان میگردد؟
تیر کج باعث آرام نشان میگردد
۱برق اگر پای درین وادی خونخوار نهد
از نفس سوختگی سنگ نشان میگردد
۲نفس کجرو ز نصیحت ننهد پای به راه
تیر کج راست کی از زور کمان میگردد؟
۳دولت سنگدلان را نبود استقرار
سیل از کوه به تعجیل روان میگردد
۴شمع در جامه فانوس نماند پنهان
هرچه در دل بود از جبهه عیان میگردد
۵در طلب باش که از گرمی صحرای طلب
پای پر آبله از دیدهوران میگردد
۶روزگاری است که از رهگذر ناسازی
سنگ اطفال به دیوانه گران میگردد
۷بس که خون میخورد از خار درین سبز چمن
زر به کف گل ز پی باد خزان میگردد
۸میشود حرص هم از جمع زر و سیم غنی
تشنه سیراب اگر از ریگ روان میگردد
۹مینمایند به انگشت چو ماه عیدش
قسمت هرکه ز گردون لب نان میگردد
۱۰گرد کلفت ز دل صاف کشان میچیند
هرکه در میکده از دُردکشان میگردد
۱۱سرخرو سر زند از خاک به محشر صائب
هرکه از جمله خونابهکشان میگردد
۱۲