حسن نو خط تو سرمایه نازی دارد
که ز هر حلقه خط چشم نیازی دارد
۱گرچه از غمزه بیرحم تو دل نومیدست
به سر زلف تو امید درازی دارد
۲حسن خود رای مسخر نشود شاهان را
دل محمود به این خوش که ایازی دارد
۳آن کس از خار ره عشق تواند گل چید
که ز هر آبله ای چشم فرازی دارد
۴به که از کف ندهد شیوه مردم داری
هر که چون دیده، در خانه بازی دارد
۵سینه گرم تو از جوش نیفتد صائب
که عجب زمزمه گوش گدازی دارد
۶