نرگس از دور به آن چشم نگاهی دارد
وقت گل خوش که عجب طرف کلاهی دارد
۱سر سودازدگان را سبک از جای مگیر
کاین کدو چون خم می پشت و پناهی دارد
۲دست ارباب دعا را مکن از دولت دور
کاین چراغی است که از دست پناهی دارد
۳برق تازان به صف خرمن ما می آید
هر که در سینه گمان شعله آهی دارد
۴صید بیمار گرفتن ز جوانمردی نیست
ور نه بر چشم تو دل حق نگاهی دارد
۵تار و پود نفس ما ز نظام افتاده است
داغ شمعیم که سر رشته آهی دارد
۶کعبه هر چند که در مد نظر افتاده است
هر که را می نگری چشم به راهی دارد
۷صائب از چشم سخنساز ندارد ذوقی
گرد آن چشم که رم کرده نگاهی دارد
۸