پاس اندوه دل تنگ نگه می دارد
شیشه ما طرف سنگ نگه می دارد
۱در زمان دل دیوانه من هر طفلی
چون فلاخن به بغل سنگ نگه می دارد
۲بلبل از سیر مقامات ندارد خبری
عشق کی پرده آهنگ نگه می دارد؟
۳چون گل از خنده پریشان شود اوراق حواس
غنچه را جمع دل تنگ نگه می دارد
۴سنگ کم نیست کسی را که به میزان نظر
چون گهر عزت هر سنگ نگه می دارد
۵غرض این است که غیری نکند در دل جای
آن که ما را به دل تنگ نگه می دارد
۶شیشه را از خطر سنگ حوادث صائب
بیشتر باده گلرنگ نگه می دارد
۷