غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۳۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از سری جوی سعادت که ز دولت گذرد

تن به خواری دهد از افسر عزت گذرد

۱

هر که دامن کشد از خار علایق اینجا

سالم از دامن صحرای قیامت گذرد

۲

آنچه دارند ز شب زنده همان از عمرست

خون مرده است دگر هرچه به غفلت گذرد

۳

خانه هرکه به اندازه بود چون زنبور

همه ایام حیاتش به حلاوت گذرد

۴

دامن برق به خاشاک علایق شد بند

تا که زین وادی خونخوار سلامت گذرد؟

۵

می توان رست به همواری ازین عالم تنگ

رشته از چشمه سوزن به فراغت گذرد

۶

چون زمین پاک بود تخم مدارید دریغ

صبح حیف است که بی اشک ندامت گذرد

۷

عاشق از زخم زبان باک ندارد، ورنه

آتش از سایه این خار به دهشت گذرد

۸

شور عشق است نمک مایده هستی را

ای خوش آن عمر که در شغل محبت گذرد

۹

می توان گفت نصیبی ز سخاوت دارد

باد دستی که ز آوازه همت گذرد

۱۰

دولت سنگدلان زود بسر می آید

سیل از سینه کهسار به سرعت گذرد

۱۱

مردم آزار محال است خجالت نکشد

که نمک آب شود چون به جراحت گذرد

۱۲

درد خود را نکند پیش مسیحا اظهار

هرکه سالم ز دم تیغ شهادت گذرد

۱۳

دامن هر که بود پاک ز عصیان صائب

چون سیاووش ز آتش به سلامت گذرد

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گذردقافیه: ـت۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. گذردگذرد
  2. اینجاگذرد
  3. عمرستگذرد
  4. زنبورگذرد
  5. بندگذرد
  6. تنگگذرد
  7. دریغگذرد
  8. ورنهگذرد
  9. راگذرد
  10. داردگذرد
  11. آیدگذرد
  12. نکشدگذرد
  13. اظهارگذرد
  14. صائبگذرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.