دامن دولت دنیا نتوان سخت گرفت
سایه بال هما را به قفس نتوان کرد
۱اینقدر کز تو دلی چند بود شاد، بس است
زندگانی به مراد همه کس نتوان کرد
۲شرر کذب به یک چشم زدن می میرد
تکیه بر دوستی اهل هوس نتوان کرد
۳نعمتی نیست که چشمی نبود در پی آن
ترک وصل شکر از بهر مگس نتوان کرد
۴صائب از طول امل دست هوس کوته دار
که در این دام به جز صید مگس نتوان کرد
۵بیش ازین پیروی حرص و هوس نتوان کرد
همعنانی به سگ هرزه مرس نتوان کرد
۶