حسن روزی که صف آرایی آن مژگان کرد
صف محشر علم شهرت خود پنهان کرد
۱پیش ازین گر به شکر پسته نهان می کردند
لب نو خط تو در پسته شکر پنهان کرد
۲نیست ممکن که دگر قامت خود راست کند
هر که را جلوه مستانه او ویران کرد
۳داد بر باد سر سبز خود از بی مغزی
هر که چون پسته درین بزم لبی خندان کرد
۴چه ضرورست به تدبیر کنی مشکلتر؟
مشکلی را که به تسلیم توان آسان کرد
۵بیقراری نتوان برد به دریا از موج
به دوا درد طلب را نتوان درمان کرد
۶هر که با ابر کرم کرد چو دریا صائب
در حقیقت به همه روی زمین احسان کرد
۷