غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۹۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

اشک گرمم جگر وادی محشر سوزد

داغ تبخال به کنج لب کوثر سوزد

۱

آستین دست ندارد به چراغ گل داغ

این چراغی است که تا دامن محشر سوزد

۲

آتش عشق ز خاکستر هندست بلند

زن درین شعله ستان بر سر شوهر سوزد

۳

از می این چهره که امروز تو افروخته ای

گر کنی باد زن از بال سمندر، سوزد

۴

از کلاه نمدی دود کند اخگر عشق

این نه عودی است که در مجمر افسر سوزد

۵

به که سر بر سر بالین سلامت بنهم

چند از پهلوی من سینه بستر سوزد؟

۶

از چه برده است نواهای ملال انگیزت؟

که بر افغان تو صائب دل کافر سوزد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: سوزدقافیه: ـر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. سوزدسوزد
  2. داغسوزد
  3. بلندسوزد
  4. ایسوزد
  5. عشقسوزد
  6. بنهمسوزد
  7. انگیزتسوزد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.