نقد روشنگُهران در گرهِ غم باشد
سور این طایفه در حلقهٔ ماتم باشد
۱تلخی عیش بود لازم ارباب صفا
کعبه را آب ز شورابهٔ زمزم باشد
۲کی به فردوس دهد چهرهٔ گندمگون را؟
هرکه در سلسلهٔ نسبت آدم باشد
۳نیستند اهل تجرد پسر مادر خویش
عیسی آن نیست که دلبستهٔ مریم باشد
۴خون ما چیست که عشق تو بود تشنهٔ او؟
چشم خورشید چرا در پی شبنم باشد؟
۵خواب آن چشم ربایندهتر از بیداری است
پشت شمشیرِ بتان تیزتر از دم باشد
۶هرکه را مینگری مرکز پرگار غم است
کیست در دایرهٔ چرخ مسلّم باشد؟
۷هنرش جوهر شمشیر زبانها گردد
هرکه چون تیغ درین معرکه اَبکَم باشد
۸وعدهٔ غنچهدهانان گرهی بر بادست
گرهی نیست درین رشته که محکم باشد
۹صائب آنان که ز انصاف مؤدب شدهاند
خصم خود را نپسندند که ملزم باشد
۱۰