آسمان ساغری از محفل مردان باشد
گردش چرخ به کام دل مردان باشد
۱نیست انگشتری از حکم سلیمان بیرون
دور گردون به مراد دل مردان باشد
۲از گرانخوابی تسلیم شود چشم غزال
دهن شیر اگر منزل مردان باشد
۳لعل شد شیشه ز مشاطگی دختر رز
تا چها در نظر کامل مردان باشد
۴دانه سوخته خاک فراموشان است
آرزویی که نهان در دل مردان باشد
۵می فشاند به بزمی که در آیند چو شمع
خوشه اشکی اگر حاصل مردان باشد
۶قسمت هر سر بی مغز نمی گردد دار
تا که را بار به سر منزل مردان باشد
۷هر کناری ندهد کشتی ما را آرام
دست شستن ز جهان ساحل مردان باشد
۸هرکه از پرده ناموس نیاید بیرون
مصلحت نیست که در محفل مردان باشد
۹خیمه مانع ز تماشای رخ لیلی نیست
پرده شرم مگر حایل مردان باشد
۱۰نامرادان مصیبتکده امکان را
هست اگر خاک مرادی، دل مردان باشد
۱۱وسعت دامن صحرای قیامت صائب
گوشه مختصری از دل مردان باشد
۱۲