آتش خشم به یاقوت مدارا چه کند؟
تندی سیل به همواری دریا چه کند؟
۱بی مددکاری دل دست دعا بیکارست
تیشه بی بازوی فرهاد به خارا چه کند؟
۲نشود طول امل دام ره گرمروان
کشش رشته مریم به مسیحا چه کند؟
۳عقل را معرکه عشق کند طفل مزاج
نشود کودک ما محو تماشا، چه کند؟
۴گل ز یک خنده بیجا به زبانها افتاد
تا به آن غنچه دهن خنده بیجا چه کند
۵در نگیرد نفس شعله به خاکستر سرد
با دماغ من سودازده سودا چه کند؟
۶عشق در سینه ما گرد کدورت نگذاشت
نبرد سیل غبار از دل صحرا، چه کند؟
۷در مصافی که جگرداری رستم زال است
صائب خسته روان با تن تنها چه کند؟
۸