خرمن صبر به این برق عنانان چه کند؟
سپر عقل به این سخت کمانان چه کند؟
۱ریشه در بیضه فولاد دواند جوهر
دل چون موم به این مور میانان چه کند؟
۲وعده بوسه به دوران خط سبز دهند
دل بی صبر به این تنگ دهانان چه کند؟
۳سنگ را نرم کند ساقی شیرین گفتار
خشکی زهد به این چرب زبانان چه کند؟
۴آتش از خار و خس افروخته تر می گردد
طعن اغیار به ما سوخته جانان چه کند؟
۵پای خوابیده به فریاد نگردد بیدار
شورش صبح قیامت به گرانان چه کند؟
۶بیضه چرخ اگر بیضه فولاد شود
پیش بیتابی ما بال فشانان چه کند؟
۷پاکبازان تو از تیغ اجل آزادند
گزلک محو به بی نام و نشانان چه کند؟
۸سرو را فاخته از نشو و نما مانع نیست
فلک پیر به اقبال جوانان چه کند؟
۹بحر روشنگر آیینه سیلاب شود
می ناصاف به ما صاف روانان چه کند؟
۱۰دل بیدار بجان از سخن سرد رسید
شمع بی پرده به این دست فشانان چه کند؟
۱۱در گرفت از نفس گرم تو صائب دل سنگ
این شرر تا به دل سوخته جانان چه کند؟
۱۲