غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۴۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

درد را سوختگان تو به درمان ندهند

جگر تشنه به سرچشمه حیوان ندهند

۱

بیقراران تو چون دامن صحرا گیرند

خار را فرصت گیرایی دامان ندهند

۲

علم رسمی ورق سینه سیه ساختن است

عارفان کودک خود را به دبستان ندهند

۳

روزگاری است که بی پای ملخ، نزدیکان

مور را راه سخن پیش سلیمان ندهند

۴

تا درین باغ چو شبنم نشود آب دلت

ره به سرچشمه خورشید درخشان ندهند

۵

این چه رسمی است که ارباب سخاوت صائب

به کسی تا دل خود را نخورد نان ندهند

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: ندهندقافیه: ـان۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ندهند» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. ندهندندهند
  2. گیرندندهند
  3. استندهند
  4. نزدیکانندهند
  5. دلتندهند
  6. صائبندهند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.