از نظر دور کِی آن خط بناگوش شود؟
طفل را چون شب آدینه فراموش شود؟
۱شد یکی صد ز خط سبز فروغ رخ او
این نه آن شعلهٔ شوخ است که خسپوش شود
۲چند در خانهٔ زین سیر توان کرد تو را؟
تا کِی این خرمن گل خرج یک آغوش شود؟!
۳میشود آب و به پای تو روان میافتد
سرو اگر با قدِ رعنای تو همدوش شود
۴جسم آتشنفسان خرج زبان میگردد
صرفهٔ شمع در این است که خاموش شود
۵نیست موقوفِ طلب روزی ثابتقدمان
قسمت خشت سر خُم مِی سرجوش شود
۶شور مرغان گلستان به جناح سفرست
گل از آن فصل بهاران همه تنْ گوش شود
۷دیگ کمحوصلگان میشود از جوش تهی
آب دریا چه خیال است که از جوش شود؟
۸سر بیمغز ز عمامه نگردد پُرمغز
این نه عیبی است که پوشیده به سرپوش شود
۹شور محشر شود افسانهٔ خوابش صائب!
هرکه از نشئهٔ گفتار تو مدهوش شود
۱۰پیش ما مویشکافانِ بصیرت صائب
چاه خسپوش بُوَد هرکه خشنپوش شود
۱۱