چون ز خط صفحه رخسار تو ضایع نشود؟
خط شبرنگ براتی است که راجع نشود
۱سخن خوب محال است که شایع نشود
نفس پاک براتی است که راجع نشود
۲یا سبو، یا خم می، یا قدح باده کنند
یک کف خاک درین میکده ضایع نشود
۳لازم حسن فتاده است پریشان نظری
حفظ پرتو نتوان کرد که ساطع نشود
۴بوسه هرچند که در کیش محبت کفرست
کیست لبهای ترا بیند و طامع نشود؟
۵این لب بوسه فریبی که ترا داده خدا
ترسم آیینه به دیدن ز تو قانع نشود
۶می شناسد همه کس سوخته عشق ترا
داغ سودا نه چراغی است که لامع نشود
۷حسن هرچند که در پرده در آغوش آید
ادب عشق محال است که مانع نشود
۸ورق حسن محال است نگردد صائب
هیچ متبوع ندیدیم که تابع نشود
۹