غزلیاتغزل شمارهٔ ۳۶۲۹ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریدلبری از خم گیسوی سخن می آیدبوی فیض از گل شب بوی سخن می آید۱عقده دل که در او ناخن الماس شکستفتحش از جنبش ابروی سخن می آید۲پنجه در پنجه اعجاز مسیحا کردناز سبکدستی بازوی سخن می آید۳آستین بر رخ گلزار بهشت افشاندنکهتی کز گل خودروی سخن می آید۴عرق کلک سبکسیر مرا پاک کنیدکه ز گلگشت سر کوی سخن می آید۵صائب از دست منه کلک گهربارت رااین نهالی است کز او بوی سخن می آید۶