گل عذار تو از درد نیمرنگ مباد!
به خنده تو ز تبخاله جای تنگ مباد!
۱مباد نبض تو چون موج مضطرب هرگز
میان طبع تو و اعتدال جنگ مباد!
۲پی علاج تو کز تب چو آفتاب شدی
مسیح را به فلک فرصت درنگ مباد!
۳سبک، گرانی خود درد از سرت ببرد
چو آفتاب بر آیینه تو زنگ مباد!
۴به چهره ات عرق سرد و گرم و تر بدود
غبار عارضه را بر رخت درنگ مباد!
۵ز جام صحت جاوید لاله گون باشی
بهار عافیتت در خمار رنگ مباد!
۶امیدوار چنانم به لطف حق صائب
که آه من به فلک بیش ازین به جنگ مباد!
۷