ز روی خشت خم از جوش باده جام افتاد
بیار باده که طشت خرد ز بام افتاد
۱حباب وار به سرگشتگی مثل گردد
سفینه ای که به گرداب خط جام افتاد
۲مباد از سر زنار کم سر مویی
چه شد که سلسله سبحه از نظام افتاد
۳چو سبزه فرش شد و همچو آب رفت از دست
نگاه هرکه بر آن سرو خوش خرام افتاد
۴به چشم روشنی دام می رود صیاد
کدام مرغ همایون دگر به دام افتاد؟
۵درین نشیمن آشوب پخته شو زنهار
زنند پای به فرقش چو میوه خام افتاد
۶علاج کلفت خود زود می کنم صائب
دگر به دست من امروز یک دو جام افتاد
۷