غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۶۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

من آن نیم که ز درد گران کنم فریاد

ز سنگلاخ چو آب روان کنم فریاد

۱

چنین که گوش گل از شبنم است پرسیماب

چه لازم است درین گلستان کنم فریاد؟

۲

ز گرد سرمه نفس گیر می شود آواز

چه حاصل است که در اصفهان کنم فریاد؟

۳

کنم چو ریگ روان نرم نرم راهی قطع

جرس نیم که به چندین زبان کنم فریاد

۴

ز وصل بیش ز هجرست بیقراری من

به نوبهار فزون از خزان کنم فریاد

۵

ز قطع راه مرا نیست شکوه ای چو جرس

ز ایستادگی کاروان کنم فریاد

۶

صدا بلند نسازد ز من کشاکش دهر

کمان نیم که ز زور آواران کنم فریاد

۷

نمی رسد چو به دامان دادرس دستم

گه از زمین و گه از آسمان کنم فریاد

۸

گل از چمن شد و بلبل گذشت و رفت بهار

ز دوری که من بی زبان کنم فریاد؟

۹

نمی شود دل مجنون من تهی از درد

اگر چو سلسله با صد دهان کنم فریاد

۱۰

ز درد نیست مرا شکوه ای چو بیدردان

که از طبیب من ناتوان کنم فریاد

۱۱

ز من چو کوه نخیزد صدا به تنهایی

مگر به همدمی دیگران کنم فریاد

۱۲

کجاست سلسله جنبان ناله ای صائب؟

که همچو چنگ به چندین زبان کنم فریاد

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: کنم فریادقافیه: ـان۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«کنم فریاد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. فریادفریاد
  2. پرسیمابفریاد
  3. آوازفریاد
  4. قطعفریاد
  5. منفریاد
  6. جرسفریاد
  7. دهرفریاد
  8. دستمفریاد
  9. بهارفریاد
  10. دردفریاد
  11. بیدردانفریاد
  12. تنهاییفریاد
  13. صائبفریاد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.