غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۸۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

تو سعی کن که دلت ساده از رقم گردد

که دل چو پاک شد از نقش، جام جم گردد

۱

قضا چو تیغ برآرد گشاده ابرو باش

که این سلاح ز چین جبین دو دم گردد

۲

قدم ز دایره اختیار بیرون نه

که راه کعبه مقصود یک قدم گردد

۳

نظر سیاه نسازد به ملک هر دو جهان

ز درد و داغ تو هر دل که محتشم گردد

۴

گران بود به نظرها چو حلقه در مرگ

ز بار منت احسان قدی که خم گردد

۵

به تلخ و شور چو زمزم کسی که قانع شد

چو کعبه در نظر خلق محترم گردد

۶

ز حد خویش برون هرکه پای نگذارد

کبوتری است که پیوسته در حرم گردد

۷

به نقش کم ز بساط جهان قناعت کن

که نقش کم چو شود چشم شور کم گردد

۸

چو می توان به خوشی نقد وقت را گذراند

روا مدار که این خرده خرج غم گردد

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرددقافیه: ـم۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. گرددگردد
  2. باشگردد
  3. نهگردد
  4. جهانگردد
  5. مرگگردد
  6. شدگردد
  7. نگذاردگردد
  8. کنگردد
  9. گذراندگردد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.