کجا حریص ملول از گزند می گردد؟
که خاک در دهن حرص قند می گردد
۱ازان نگاه تو چون تیر می خلد در دل
که گرد آن مژه های بلند می گردد
۲به گرد آتش روی تو خال از شوخی
گمان برند که همچون سپند می گردد
۳نوای خارج منصور از تهی مغزی است
صدا ز کاسه خالی بلند می گردد
۴اثر در آن دل سنگین نمی کند صائب
به سنگ ناخن من گرچه بند می گردد
۵