کجا به حال مرا چاره ساز می آرد؟
ز خویش هرکه مرا برده، باز می آرد
۱اگر نه عشق حقیقی درین جهان باشد
که روی من به جهان مجاز می آرد؟
۲به مهره دل مومین من چه خواهد کرد
رخی که آینه را در گداز می آرد
۳به حمله کوه گران را سبک رکاب کند
غمی که بر سر من ترکتاز می آرد
۴اگر نه پرده چشم جهان شود حیرت
که تاب جلوه آن سرو ناز می آرد؟
۵چنان که ناز ترا دور می کند از من
مرا به سوی تو عجز و نیاز می آرد
۶مده ز دست حیا را که صید عالم را
به چشم دوخته این شاهباز می آرد
۷حضور قلب بود شرط در ادای نماز
حضور خلق ترا در نماز می آرد
۸کند ز کعبه دلالت به دیر حاجی را
مرا ز فکر تو هرکس که باز می آرد
۹ازان به چشم ره گریه بسته ام صائب
که جای اشک گهرهای راز می آرد
۱۰