جواب نامه ما را صبا نمی آرد
به چشم، کاغذی از توتیا نمی آرد
۱زمانه ای است که باد بهار با آن لطف
به سبزه مژده نشو و نما نمی آرد
۲نسیم برق عنان را چه پیش آمده است؟
که رو به کلبه احزان ما نمی آرد
۳به پرسشی نکند یاد، تلخکامان را
لب تو حق نمک را بجا نمی آرد
۴ازان سبب دل سوزن همیشه سوراخ است
که تاب دوری آهن ربا نمی آرد
۵چرا نسیم سر زلف در دل شبها
مرا به خاطر آن بیوفا نمی آرد؟
۶جواب نامه جانسوز شکوه ناکان را
به دست برق بده گر صبا نمی آرد
۷به ترک فقر، کلاه کسی سزاوارست
که سر فرود به بال هما نمی آرد
۸مجو ز سینه اغیار داغ غم صائب
زمین شور گل مدعا نمی آرد
۹