غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۱۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چنان کز آن لب خامش عتاب می بارد

ز آرمیدن ما اضطراب می بارد

۱

ترست از عرق شرم چهره تو مدام

ستاره دایم ازین آفتاب می بارد

۲

به چشم عاشق لب تشنه سبزه لب جوست

اگرچه زهر ز تیغ عتاب می بارد

۳

که گفته است در ابر سفید باران نیست؟

که شرم حسن ز روی نقاب می بارد

۴

دگر کدام جگر تشنه را گداخته است؟

که آب رحم ز موج سراب می بارد

۵

کمر به خون که بسته است تیغ غمزه او؟

که همچو جوهر ازو پیچ و تاب می بارد

۶

ز خنده که فتاده است در دلم آتش؟

که جای اشک، نمک زین کباب می بارد

۷

ز غافلان چه توقع، که در زمانه ما

ز روی دولت بیدار خواب می بارد

۸

ز گریه منع دل داغدار نتوان کرد

ز گوهری که یتیم است آب می بارد

۹

خیال روی که در دل گذشت صائب را؟

که دیگر از دم گرمش گلاب می بارد

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می باردقافیه: ـاب۹ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. باردبارد
  2. مدامبارد
  3. جوستبارد
  4. نیستبارد
  5. استبارد
  6. اوبارد
  7. آتشبارد
  8. مابارد
  9. کردبارد
  10. رابارد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.