گلی که از عرق شرم دیده بان دارد
خط امان ز شبیخون بلبلان دارد
۱به عشق نسبت خاصی است ناتوانان را
گهر علاقه دیگر به ریسمان دارد
۲فراغ بال ز مرغان این چمن مطلب
که گر همای بود درد استخوان دارد
۳فغان که آینه رخسار من نمی داند
که آشنایی تردامنان زیان دارد
۴بجان رساند مرا داغ دوستان دیدن
چه دلخوشی خضر از عمر جاودان دارد؟
۵چرا ز غیرت، پروانه خویش را نکشد؟
که شمع با همه انجمن زبان دارد
۶وفا به وعده نکردن خلاف آداب است
وگرنه شکوه ما مهر بر زبان دارد
۷چه حالت است من خسته را نمی دانم
که هرچه جز دل خود می خورم زیان دارد
۸لباس ماتم بلبل همیشه آماده است
به هر چمن که در او زاغی آشیان دارد
۹چگونه دیده صائب گهرفشان نشود؟
که رو ز ملک خراسان به اصفهان دارد
۱۰