درین محیط چو غواص هرکه ته دارد
چو موج به که سر رشته را نگه دارد
۱شراب روز دل لاله را سیه دارد
چه حاجت است به شاهد سخن چو ته دارد؟
۲عنان سیل سبکرو به دست خودرایی است
پیادگی است که اندازه را نگه دارد
۳مشو مقید رهبر، قدم به راه گذار
که شش جهت به خرابات عشق ره دارد
۴ز دار و گیر خرد فارغند بی مغزان
ز سر گذشته چه پروای پادشه دارد؟
۵دلیل منزل آزادگان سبکباری است
به منزلی نرسد هرکه زاد ره دارد
۶برآورد ز گریبان رستگاری سر
کسی که مرتبه از خجلت گنه دارد
۷به بحر غور سخن گر فرو توانی رفت
بدانی این سخنان بلند ته دارد
۸اگر عبیر شود مغز من شگفت مدان
نسیم زلف دماغ مرا تبه دارد
۹چو آفتاب بکش جام آتشین بر سر
که از خمار، عذار تو رنگ مه دارد
۱۰اگر به غور معانی رسیده ای صائب
ازین غزل مگذر سرسری که ته دارد
۱۱