خوشا کسی که ز عالم کناره ای دارد
به روزنامه هستی نظاره ای دارد
۱نظر به جلوه مستانه که افکنده است؟
که روزگار دماغ گذاره ای دارد
۲ز دستگیری غمخوارگان فریب مخور
که بحر عشق غم بیکناره ای دارد
۳اگر ز برگ خزان دیده می رود زردی
شکسته رنگی ما نیز چاره ای دارد
۴منم که پاک بود با فلک حساب مرا
وگرنه هرکه تو بینی ستاره ای دارد
۵ز داغ من دل اهل حساب پرخون است
وگرنه ریگ بیابان شماره ای دارد
۶منم که نیست پناهی درین محیط مرا
وگرنه در ز صدف گاهواره ای دارد
۷اگر به خاک فتد حسن، آسمان سیرست
گل پیاده غرور سواره ای دارد
۸اشاره فهم نمانده است ورنه هر سر خار
به سوی عالم وحدت اشاره ای دارد
۹سخن به خوش نمکی شور در جهان فکند
به قدر اگر نمک استعاره ای دارد
۱۰کسی ز جیب گهر سر برآورد صائب
که رشته نفس پاره پاره ای دارد
۱۱