شکفتگی ز می ناب تازگی دارد
نشاط در ره سیلاب تازگی دارد
۱درین زمانه که خون خوردن است بیدردی
شراب خوردن احباب تازگی دارد
۲درین بساط که آیینه خانه بر دوش است
گران رکابی سیماب تازگی دارد
۳به زخم من که ز الماس رو نمی تابد
نمک فشانی مهتاب تازگی دارد
۴تغافل تو به یک زخم کار عالم ساخت
ترحم از دل قصاب تازگی دارد
۵نظر به صبح بناگوش اوست موج سراب
اگرچه پرتو مهتاب تازگی دارد
۶میان تیره دلان دشمنی است رسم قدیم
نزاع آینه و آب تازگی دارد
۷ز پیچ و تاب من آن چشم شوخ دلگیرست
ز موج، شکوه گرداب تازگی دارد
۸غریب نیست ز سیل ایستادگی صائب
شکیب عاشق بیتاب تازگی دارد
۹