غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۵۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

فسرده دل نفس خونچکان نمی دارد

زمین شوره گل و ارغوان نمی دارد

۱

مپرس راه خرابات را ز زاهد خشک

که تیر کج خبری از نشان نمی دارد

۲

به گرمی طلب آید به دست دامن رزق

تنور سرد نصیبی ز نان نمی دارد

۳

جهان نوردی دیوانه اختیاری نیست

خبر ز گردش خود آسمان نمی دارد

۴

ز سایه وحشت صیاد می کند آهو

دل رمیده تعلق به جان نمی دارد

۵

نمی شود کف دریادلان شود بی برگ

حنای پنجه مرجان خزان نمی دارد

۶

گل از نظاره او بی حجاب چیند غیر

که گلفروش غم بلبلان نمی دارد

۷

تمام رحمت و لطفند اهل دل صائب

که میوه های بهشت استخوان نمی دارد

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نمی داردقافیه: ـان۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«نمی دارد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. دارددارد
  2. خشکدارد
  3. رزقدارد
  4. نیستدارد
  5. آهودارد
  6. برگدارد
  7. غیردارد
  8. صائبدارد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.