غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۷۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز بس که سنگ ملامت فلک به کارم کرد

نهفته در جگر سنگ چون شرارم کرد

۱

برس به داد من ای ساقی گران تمکین

که توبه منفعل از روی نوبهارم کرد

۲

ز آب من جگر تشنه ای نشد سیراب

چه سود ازین که فلک لعل آبدارم کرد؟

۳

ز برگریز مرا چون شکوفه باکی نیست

که پیشتر ز خزان خرج نوبهارم کرد

۴

چه کرده بود دل شیشه جان من، که قضا

ز روی سخت فلک آهنین حصارم کرد

۵

ازان محیط گرامی همین خبر دارم

که همچو سیل سبکسیر بیقرارم کرد

۶

دویده بود به عالم سبک عنانی من

گران رکابی درد تو پایدارم کرد

۷

لبش به یک سخن تلخ ساخت بیدارم

ز تلخی این می پر زور هوشیارم کرد

۸

ز حرف شکوه لبم بود تیغ زهرآلود

به یک تبسم دزدیده شرمسارم کرد

۹

ز کم عیاری من سکه روی می تابید

گداز بوته عشق تو خوش عیارم کرد

۱۰

مرا به حال خود ای عشق بیش ازین مگذار

که بیغمی یکی از اهل روزگارم کرد!

۱۱

همان ز پرده دل گشت جلوه گر صائب

کسی که خون به دل از درد انتظارم کرد

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کردقافیه: ـارم۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کردکرد
  2. تمکینکرد
  3. سیرابکرد
  4. نیستکرد
  5. قضاکرد
  6. دارمکرد
  7. منکرد
  8. بیدارمکرد
  9. زهرآلودکرد
  10. تابیدکرد
  11. مگذارکرد
  12. صائبکرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.