غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۹۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز عشق رشته جانی که پیچ و تاب نخورد

ز چشمه گهر شاهوار آب نخورد

۱

منم که رنگ ندارم ز روی گلرنگش

وگرنه لعل چه خونها ز آفتاب نخورد

۲

کجا به شبنم و گل التفات خواهد کرد؟

ز چهره عرق افشان، دلی که آب نخورد

۳

به خاک پای تو خون می خورد به رغبت می

همان حریف که در پای گل شراب نخورد

۴

درین بهار که یک غنچه ناشکفته نماند

غنیمت است که دستی بر آن نقاب نخورد

۵

چنان گرفت تکلف بساط عالم را

که خاک تشنه جگر آب بی گلاب نخورد!

۶

تویی که سنگدلی، ورنه هیچ زهره جبین

به هر مکیدن لب خون آفتاب نخورد

۷

صبور باش که در انتظار ابر بهار

صدف به تشنه لبی از محیط آب نخورد

۸

ز خود برآی که در سنگ آتش سوزان

شراب لعل ز خونابه کباب نخورد

۹

زمانه کشتی احسان چنان به خشکی بست

که هیچ تشنه جگر بازی سراب نخورد

۱۰

ندامت است سرانجام میکشی صائب

خوشا کسی که ازین چشمه سار آب نخورد

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نخوردقافیه: ـب۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نخوردنخورد
  2. گلرنگشنخورد
  3. کردنخورد
  4. مینخورد
  5. نماندنخورد
  6. رانخورد
  7. جبیننخورد
  8. بهارنخورد
  9. سوزاننخورد
  10. بستنخورد
  11. صائبنخورد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.