غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۹۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

غزال چشم تو ره بر پلنگ می گیرد

حباب بحر تو باج از نهنگ می گیرد

۱

بود مصاف تو ای چرخ با شکسته دلان

همیشه شیر تو آهوی لنگ می گیرد

۲

مکش سر از خط تسلیم عشق کاین صیاد

به دام موج ز دریا نهنگ می گیرد

۳

چه طالع است که شیرازه سفینه من

مزاج اره پشت نهنگ می گیرد

۴

به چشم جوهریان آب چون نگرداند؟

ز آب این گهر آیینه زنگ می گیرد

۵

ز قید عقل، مرا هر که می کند آزاد

اسیری از کف اهل فرنگ می گیرد

۶

درین دیار چه لنگر فکنده ای صائب؟

چه قیمت آینه در شهر زنگ می گیرد؟

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می گیردقافیه: ـنگ۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گیردگیرد
  2. دلانگیرد
  3. صیادگیرد
  4. منگیرد
  5. نگرداندگیرد
  6. آزادگیرد
  7. صائبگیرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.