کجاست می که مرا شیرگیر گرداند
دماغ خشک مرا جوی شیر گرداند
۱خمار سردنفس را مجال حرف مده
که صبح را نفس سرد پیر گرداند
۲سخن پذیر دلی نیست در قلمرو خاک
سخن برای چه کس دلپذیر گرداند
۳نمی شودزتب شکوه آتشین نفسم
اگر قضا وطنم کام شیر گرداند
۴مرا چه رتبه پیغام آن دهن صائب
همین بس است مرا در ضمیر گرداند
۵