غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۸۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دهان تنگ تو هر خرده‌دان نمی‌داند

که غیب را به جز از غیب‌دان نمی‌داند

۱

اگرچه گام نخستین گذشتم از دو جهان

هنوز شوق مرا خوش عنان نمی‌داند

۲

کسی که نیست تُنُک‌مایه از شعور و خرد

به هر بها که بود می گران نمی‌داند

۳

نفس گداخته خود را به گلستان برسان

که ایستادگی این کاروان نمی‌داند

۴

ملایمت سپر انقلاب دوران است

که نخل موم بهار و خزان نمی‌داند

۵

به نام بلبل من گرچه باغ شد مشهور

هنوز نام مرا باغبان نمی‌داند

۶

به داغ عشق بسوز و بساز چون مردان

که آفتاب قیامت امان نمی‌داند

۷

خوشند اهل سعادت به سختی از دنیا

هما ز مایده جز استخوان نمی‌داند

۸

عجب که برخورد از روزگار پیری هم

چنین که قدر جوانی جوان نمی‌داند

۹

ز پوست راه به مغز ندیده نتوان برد

طبیب حال دل ناتوان نمی‌داند

۱۰

نشد به رخنه دل هرکه آشنا صائب

ره برون شد ازین خاکدان نمی‌داند

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نمی‌داندقافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«نمی‌داند» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. نمی‌داندنمی‌داند
  2. جهاننمی‌داند
  3. خردنمی‌داند
  4. برساننمی‌داند
  5. استنمی‌داند
  6. مشهورنمی‌داند
  7. مرداننمی‌داند
  8. دنیانمی‌داند
  9. همنمی‌داند
  10. بردنمی‌داند
  11. صائبنمی‌داند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.