سخن طراز چرا مهر برزبان نکند
نمی شودکه قلم از سخن زیان نکند
۱سفر به از سفر بیخودی نمی باشد
به مصرهر که ز کنعان رودزیان نکند
۲کسی که در خم زلفی سبی بسر نبرد
چوصبح از ته دل خنده بر جهان نکند
۳برای تیر حوادث نشانه می خواهد
مرا سپهر عبث مشت استخوان نکند
۴کناره گرد دیار محبت است آن کس
که در میان بلا یاد دوستان نکند
۵خراب همت آن رند خانه پردازم
که بهر ملک زمین روبه آسمان نکند
۶ز خون صید جهان لاله زار می بیند
دو چشم شوخ توچون تکیه بر کمان نکند
۷به گوش غنچه ندانم چه گفته ای صائب
که هیچ گوش نصیحت به باغبان نکند
۸