مباد اهل عمل بیخود از شراب شود
که از خرابی او عالمی خراب شود
۱نقاب اگر به رخ دلبران حجاب شود
رخ لطیف تو بی پرده از نقاب شود
۲همان ز تشنه لبی چون سهیل می سوزم
اگر عقیق لبش در دهانم آب شود
۳شده است حلقه خط سخت تنگ می ترسم
که باده لب او پای در رکاب شود
۴کند ز دود سیه مست هوشیاران را
دلی کز آتش رخسار او کباب شود
۵گلاب پیرهن آفتاب می گردد
درین ریاض چو شبنم دلی که آب شود
۶چگونه رنگ توانم به روی گلشن دید
مرا که بوی گل از وصل گل حجاب شود
۷ز آتش رخ ساقی که می جهد سالم
به محفلی که بط می در او کباب شود
۸زشعله بال سمندر خطر نمی دارد
ز باده حسن محال است بی حجاب شود
۹ز وعده های دروغ تو شوق من افزود
که شور تشنه لبی بیش از سراب شود
۱۰اگر ز اهل دلی با شکستگی خوش باش
که مه تمام چو شد دور از آفتاب شود
۱۱چنین که شد ز قساوت مرا جگر بی آب
عجب که دیده من تر ز آفتاب شود
۱۲حریف نخوت نو دولتان نمی گردید
حذر کنید ز خونی که مشک ناب شود
۱۳عیارمنت احسان چرخ اگر این است
ستاره سوختگی خال انتخاب شود
۱۴همیشه درد به عضو ضعیف می ریزد
که مرغ بیوه زنان قسمت عقاب شود
۱۵کند شماتت زاهد فرنگ عالم را
خدا نخواسته میخانه گر خراب شود
۱۶ز گریه اش جگر سنگ خون شود صائب
دلی که از نفس گرم من کباب شود
۱۷