کسی که کشته آن تیغ آبدار شود
اگر چه قطره بود بحر بیکنار شود
۱محیط حسن ز خط عنبرین کنار شود
عقیق لب ز خط سبز نامدار شود
۲اگر به صید زبون تیغ او کند اقبال
ز خون صید حرم کعبه لاله زار شود
۳ز رام گشتن آهو به صحبت لیلی
به آن رسیده که مجنون امیدوار شود
۴کسی که در جگرش هست خار خارگلی
غمش ز ناله بلبل یکی هزار شود
۵هنوز خط ترا ابتدای نشو ونماست
کجاست جوهر حسن تو آشکار شود
۶ز بخت تیره ندارد گریز اهل سخن
سیاه روز عقیقی که نامدار شود
۷به نوشخند حلاوت مکن دهن شیرین
که باده تلخ چو گردید خوشگوار شود
۸یکی هزار شد از قمریان رعونت سرو
الف چو نقطه بیابد یکی هزار شود
۹مرا شد از کلف ماه روشن این معنی
که دل، سیاه ز تشریف مستعار شود
۱۰درین بساط کسی مایه دار می گردد
که نقد زندگیش خرج انتظار شود
۱۱مسیح برفلک از راه خاکساری رفت
پیاده هر که شد اینجا فلک سوار شود
۱۲چو بیجگر کند از تیغ زهر داده حذر
اگر به خضر طلبکار او دچار شود
۱۳به آن گرم درین بوته آب کن دل را
که گل گلاب چو گردید پایدار شود
۱۴دلی که از نفس گرم آب شد صائب
اگر به خاک چکد در شاهوار شود
۱۵