ز اتحاد کجا عشق کامیاب شود
کدام ذره شنیدی که آفتاب شود
۱فسردگی است عنان تاب سالک از مقصود
گره به سینه نگردد دلی که آب شود
۲مریز خون غزالی که مشک خواهد شد
مچین به غنچگی آن گل کزاوگلاب شود
۳به داد من برس ای عشق بیش ازین مپسند
که زندگانی من صرف خورد وخواب شود
۴جهان پوچ بهشتی است ژاژخایان را
ز شوره زار کجا موجه سراب شود
۵به ظالمان چه کند تا سرشک مظلومان
که داغ شعله نمکسود از کباب شود
۶کلاه گوشه به دریای پرگهر شکند
سرس که پرز هوای تو چون حباب شود
۷ز عمر قسمت دلمردگان سیه کاری است
زفیض صبح گرانی نصیب خواب شود
۸فریب عشرت روپوش روزگار مخور
که نوشخند رگ تلخی گلاب شود
۹اگر بقا طلبی با شکستگی خوش باش
که مه تمام چو شد پای در رکاب شود
۱۰عمارتی که بلند از هوا کنی صائب
به نیم چشم زدن پست چون حباب شود
۱۱