غزلیاتغزل شمارهٔ ۳۹۷۳ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریدل فسرده ز داغ آتشین عذار شودکه سنگ دیده ور از خرده شرارشود۱اگر ز اهل دلی با شکستگی خوش باشکه دل شکسته چو گردد یکی هزار شود۲چه غم ز سختی ایام پاک گوهر راکه لعل در جگر سنگ آبدار شود۳به جای گرد قیامت ز خاک برخیزدبه این روش اگر آن فتنه جو سوار شود۴فروغ روی تو از صد نقاب می گرددمگر عذار ترا شرم پرده شود۵ز اتفاق شود دشمن ضعیف قویکه مور در نظر از اجتماع مار شود۶نمی توان به سخن زود شد علم صائبکه از هزار یکی بر سخن سوار شود۷