خرم کسی که قصر اقامت بنا نکرد
رفت از میان چو گل کمر خویش وا نکرد
۱چندان که تاختیم به دنبال عمر را
این آهوی رمیده نظر برقفا نکرد
۲جز من که راه عشق به تسلیم می روم
با دست بسته هیچ شناور شنا نکرد
۳رنگ گهر شکسته شود از بهای کم
ما را فلک عبث به دو عالم بها نکرد
۴موی سفید سبز شد از دست شانه را
از زلف مشکبار تو یک عقده وانکرد
۵با آه سرد من چه کند چرخ پرنجوم
هرگز به خرج باد زر گل وفا نکرد
۶تااقتدا به کارگزاران عشق کرد
در هیچ کار فکرت صائب خطا نکرد
۷