عیسی دمی کجاست به درد سخن رسد
پیش از دم هلاک به بالین من رسد
۱دانی چه روز دست دعا می رسد به عرش
روزی که این غریب به تخت وطن رسد
۲عالم تمام پرده فانوس حسن اوست
اینجا به شمع طور پیرهن رسد
۳بی پرده نقش صورت شیرین نگاشته است
کوتیشه تا به داد سرکوهکن رسد
۴چون شمع آههای گلوسوز می کشم
تا باد صبح بر سر بالین من رسد
۵کی حد ماست دست درازی به شاخ گل
مارا بس است خاری اگر از چمن رسد
۶صائب میان اینهمه شکرلبان که هست
بادام چشم کیست به مغز سخن رسد
۷