غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۰۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

لعل لبش ز سبزه خط دلنواز شد

زین قفل زنگ بسته در عیش باز شد

۱

دوران بی نیازی خوبی به سر رسید

هر حلقه ای ز خط تو چشم نیاز شد

۲

چین از کمند وحشت نخجیر می برد

زلف تو از کشاکش دلها دراز شد

۳

چون غنچه خون دل ز شکر خنده اش چکد

از منت نسیم دهانی که باز شد

۴

طومار زندگی ز طمع می شود تمام

کوتاه عمر شمع ز دست دراز شد

۵

از آفتاب پاک شود دامن نگاه

چشمی که دید روی ترا پاکبازشد

۶

از گوهرش غبار یتیمی نمی رود

آن راکه چون صدف لب خواهش فراز شد

۷

محمود اگر چه زیروزبرکردهند را

آخر شکسته از سر زلف ایاز شد

۸

از طفل مشربی همه اوقات عمر ما

در گفتگوی ابجد عشق مجاز شد

۹

آزاده ای که پای به دامان خود کشید

چون سرو در ریاض جهان سرفراز شد

۱۰

سودای ما ز سرزنش ناصحان فزود

روشن چراغ ما ز دم سردگاز شد

۱۱

طفلان تمام روی به صحرا نهاده اند

در دشت تاجنون که هنگامه ساز شد

۱۲

صائب نمی شود خمش از سرمه خزان

هرکس به ذوق بلبل ما نغمه ساز شد

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شدقافیه: ـاز۱۲ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. شدشد
  2. رسیدشد
  3. بردشد
  4. چکدشد
  5. تمامشد
  6. نگاهپاکبازشد
  7. رودشد
  8. راشد
  9. ماشد
  10. کشیدشد
  11. فزودشد
  12. اندشد
  13. خزانشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.