غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۸۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عاشق کجا به شکوه دهن باز می‌کند

این کبک خنده بر رخ شهباز می‌کند

۱

تمکین ترا به جاست ز سنگین‌دلان که حسن

در دامن تو تربیت ناز می‌کند

۲

از خون دل همیشه نگارین بود کفش

مشاطه‌ای که زلف ترا باز می‌کند

۳

خود را چو داغ لاله کند جمع شام هجر

چون صبح وصل روشنی آغاز می‌کند

۴

مرغی که زیرک است درین بوستان‌سرا

گل را خیال چنگل شهباز می‌کند

۵

در گوشمال عمر سر آمد مگر قضا

ما را برای بزم دگر ساز می‌کند

۶

خون می‌چکد چو زخم نمایان ز خنده‌اش

کبکی که بی‌ملاحظه پرواز می‌کند

۷

نتوان به برگ نکهت گل را نهفته داشت

این نه صدف چه با گهر راز می‌کند

۸

بلبل به راز غنچه سربسته می‌رسد

این نامه را نسیم عبث باز می‌کند

۹

هر سرمه‌ای که هست درین خاکدان سپهر

در کار طوطیان سخن‌ساز می‌کند

۱۰

صائب دلم به سیر چمن می‌کشد مگر

از بلبلان مرا یکی آواز می‌کند

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌کندقافیه: ـاز۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌کندمی‌کند
  2. حسنمی‌کند
  3. کفشمی‌کند
  4. هجرمی‌کند
  5. بوستان‌سرامی‌کند
  6. قضامی‌کند
  7. خنده‌اشمی‌کند
  8. داشتمی‌کند
  9. می‌رسدمی‌کند
  10. سپهرمی‌کند
  11. مگرمی‌کند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.