از نسبت عذار تو گل ناز میکند
سنبل به بال زلف تو پرواز میکند
۱از بس که مرغ من ز قضا طبل خورده است
گل را خیال چنگل شهباز میکند
۲در بوستان چو برگ خزان دیده بیرخت
رنگ شکسته است که پرواز میکند
۳حسن تو بینیاز بود از نیازمند
هر عضوی از تو بر دگری ناز میکند
۴در انتهای خوبی و انجام دلبری
حسنت هنوز جلوه آغاز میکند
۵