غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۹۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نازش کسی که بر پدر خویش می کند

سلب نجابت از گهرخویش می کند

۱

از مستی غرور نبیند به پیش پا

طاوس تا نظر به پر خویش می کند

۲

گوهر که هست مردمک دیده صدف

خاک از غبار دل به سر خویش می کند

۳

از دیگری است هر چه گره می زنی برآن

کی تر صدف لب از گهر خویش می کند

۴

در بر گریز بلبل رنگین خیال ما

سیر چمن به زیر پر خویش می کند

۵

بر باد می رود ز سبکدستی خزان

چون غنچه هرکه جمع زر خویش می کند

۶

ایمن ز زخم خار شود هر که همچوگل

روی گشاده را سپر خویش می کند

۷

دست از هوس بشوی که شبنم ز برگ گل

بسترز پاکی نظر خویش می کند

۸

از عاجزان بترس که از زخم پشه فیل

خاک سیه به فرق سر خویش می کند

۹

ایمن بود هنروری از چشم شور خلق

کز عیب پرده هنر خویش می کند

۱۰

دندانه می کند دم شمشیر برق را

خاری که دست را سپر خویش می کند

۱۱

دنبال چشم هر که زند قطره چون حباب

سر در سر هوای سر خویش می کند

۱۲

دستش اکر به دامن پیر مغان رسد

صائب علاج دردسر خویش می کند

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: خویش می کندقافیه: ـر۱۲ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. کندکند
  2. پاکند
  3. صدفکند
  4. برآنکند
  5. ماکند
  6. خزانکند
  7. همچوگلکند
  8. گلکند
  9. فیلکند
  10. خلقکند
  11. راکند
  12. حبابکند
  13. رسدکند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.