آنها که در چمن قدح مل نمی زنند
دست نشاط در کمر گل نمی زنند
۱رسم است گل به سقف زدن موسم بهار
طفلان چرا به سقف قفس گل نمی زنند
۲هستند چرب ونرم به هنگام اخذ وجر
تا تیغ می زنند تغافل نمی زنند
۳در روزگار زلف پریشان نواز او
سبزان باغ شانه به کاکل نمی زنند
۴بر فرق سرو جای دهند آشیان زاغ
بر سنگ غیر بیضه بلبل نمی زنند
۵خونش به جوش آمده از روی گرم گل
از خار گل چرا رگ بلبل نمی زنند
۶زندان بود به طول امل پیشگان حرص
آنجا که حرف عرض تجمل نمی زنند
۷تیغی کشیده از پی دشمن فتاده ای
آزادگان به خصم تغافل نمی زنند
۸بی مشورت مباش که سرکردگان راه
یک گام بی صلاح توکل نمی زنند
۹صائب غنیمت است که این طفل مشربان
آتش به آشیانه بلبل نمی زنند
۱۰